کارشناسان ایرانی و هندی از اهمیت چابهار در مذاکرات فشرده هند - واشنگتن می گویند؛
بندر تحریم ناپذیر
سیاست
127739
ایران با موقعیت دریایی، عمق تمدنی و توان پیوند دادن حوزههای ژئوپلیتیکی مختلف، عنصری است که حذف آن از محاسبات هند، شکافی ساختاری در سیاست اتصال این کشور ایجاد میکند. در چنین چهارچوبی، معافیت تازه از تحریمها نه صرفاً در بستر روابط دوجانبه میان هند و آمریکا، بلکه در پرتو اهمیت جایگاه تهران برای کلان راهبردی به نام «هند دریایی» از سوی دهلی نو قابل تفسیر است.
رضا عدالتی پور_ گروه دیپلماسی: با تمدید معافیت تحریمی ایالات متحده برای فعالیتهای هند در بندر چابهار تا آوریل ۲۰۲۶، دهلینو بار دیگر توانست مسیر حضور خود را در یکی از راهبردیترین نقاط اتصال دریایی و زمینی منطقه حفظ کند. این تصمیم که پس از مذاکرات فشرده میان هند و واشنگتن گرفته شد، در ظاهر تداوم یک همکاری تجاری است، اما در واقع ابعاد ژئوپلیتیکی گستردهتری دارد و چابهار را به نقطهای محوری در توازن قدرت و مسیرهای ترانزیتی جنوب و آسیای مرکزی بدل میکند.
چنانکه اومانگ کوهلی، سردبیر مجله هند استراتژیک، در یادداشت خود برای روزنامه ایران آورده است، چابهار برای هند تنها یک پروژه توسعه بندر نیست، بلکه حلقهای حیاتی در راهبرد دوگانه دهلینو برای اتصال دریایی و زمینی به آسیای مرکزی است؛ مسیری که با حمایت ایران شکل گرفته و معافیت تحریمی آن بیش از آنکه یک امتیاز موقت باشد، نشانهای از درک مشترک نسبت به نقش این بندر در بازآرایی ژئواقتصادی منطقه است.
امید بابلیان، کارشناس مسائل هند نیز در یادداشت خود یادآور میشود که اهمیت ایران در معادلات راهبردی دهلینو تنها به سطح همکاریهای اقتصادی محدود نیست. ایران با موقعیت دریایی، عمق تمدنی و توان پیوند دادن حوزههای ژئوپلیتیکی مختلف، عنصری است که حذف آن از محاسبات هند، شکافی ساختاری در سیاست اتصال این کشور ایجاد میکند. در چنین چهارچوبی، معافیت تازه از تحریمها نه صرفاً در بستر روابط دوجانبه میان هند و آمریکا، بلکه در پرتو اهمیت جایگاه تهران برای کلان راهبردی به نام «هند دریایی» از سوی دهلی نو قابل تفسیر است.
چابهار؛ دروازه استراتژیک هند
اومانگ کوهلی_ عضو اندیشکده مطالعات جنگ هند
تصمیم اخیر ایالات متحده برای اعطای معافیت شش ماهه تحریمی به هند برای فعالیت در بندر چابهار ایران، فراتر از یک استثنای تجاری موقتی است. این تصمیم نشاندهنده بازتنظیم گسترده قدرت در جنوب و آسیای مرکزی است و هند را هم با یک دروازه دریایی از طریق چابهار و هم با یک گزینه زمینی از طریق کریدور در حال شکلگیری ایران - افغانستان برای دسترسی به آسیای مرکزی مجهز میکند.
چابهار به این ترتیب به یک پیوند کلیدی در استراتژی دوگانه هند تبدیل شده است: از یک سو تأمین ظرفیت عملیاتی فوری و در عین حال ایجاد زیرساخت برای تحقق دیدگاه بلندمدت هند در زمینه اتصال منطقهای را ایجاد می کند.
تعامل هند با چابهار سابقهای طولانی دارد و اهمیت استراتژیک آن را به خوبی نشان میدهد. این مسیر از سال ۲۰۰۳ با اولین توافق همکاری بین هند و ایران آغاز شد و در سال ۲۰۱۶ با پیمان سهجانبه با ایران و افغانستان، توسعه بندر به صورت جدی کلید خورد. در سال ۲۰۲۴، قرارداد دهسالهای امضا شد که هند متعهد شد ۱۲۰ میلیون دلار برای ارتقای بندر و ۲۵۰ میلیون دلار دیگر بهعنوان خط اعتباری سرمایهگذاری کند. تمدید معافیت تحریمی توسط آمریکا در اکتبر ۲۰۲۵، عملیات مداوم هند در بندر را تضمین کرده و بر جایگاه مرکزی چابهار در استراتژی منطقهای هند تأکید میکند.
چابهار هند را قادر میسازد تا بهطور مستقیم به افغانستان و آسیای مرکزی دسترسی داشته باشد و در عین حال، یک گره کلیدی در کریدور بینالمللی حملونقل شمال - جنوب (INSTC) محسوب میشود؛ مسیری چندوجهی به طول حدود ۷۲۰۰ کیلومتر که هند را از طریق ایران، دریای کاسپین و روسیه به اروپا متصل میکند و زمان ترانزیت را در مقایسه با مسیرهای دریایی سنتی حدود ۱۵ روز کاهش میدهد.
فراتر از این دادههای عملیاتی، اهمیت چابهار بازتاب محاسبات راهبردی گستردهتری است. رشد زیرساختهای ریلی و جادهای، نقش تاریخی ایران در کریدورهای تجاری و تأثیر آن بر امنیت منطقهای، ایران را به یک شریک کلیدی برای برنامههای بلندمدت اتصال هند تبدیل کرده است. در واقع، موقعیت استراتژیک ایران باعث شد هند برای حفظ دسترسی بدون وقفه، مجبور به چانهزنی فعال با واشنگتن شود و نشان داد اهمیت این بندر فراتر از مسائل تجاری ساده است.
با این حال باید در نظر داشت که بدون برنامهریزی جامع و همهجانبه، چابهار ممکن است به گوادر دیگری تبدیل شود؛ نمادی از جاهطلبی خارجی به جای پیشرفت محلی. بنابراین، توسعه آن باید به گونهای باشد که با افزایش کارایی عملیاتی و اتصال منطقهای، به پیشرفت اقتصادی و اجتماعی جامعه محلی نیز کمک کند. در مجموع میتوان گفت که چابهار بیش از یک بندر است؛ این پل استراتژیک هند به اوراسیا و یک دارایی حیاتی برای ایران محسوب میشود و این ظرفیت باعث میشود هند برای حفظ دسترسی بلندمدت به آن، به چانهزنی فعال و هماهنگی با واشنگتن نیاز داشته باشد. چابهار نمونهای از تقاطع زیرساخت، جغرافیا و دیپلماسی است.
در امتداد موجها؛ هند به ایران می رسد
امید بابلیان_ کارشناس مسائل هند
در امتداد موجها، جایی که مسیرهای دریایی از دیرباز پیوندهای پایدار میان سرزمینها را شکل دادهاند، رابطه ایران و هند همچنان جایگاهی فراتر از همکاریهای معمول میان دو دولت دارد. ایران برای هند تنها یک نقطه جغرافیایی در غرب آسیا نیست؛ بلکه حلقهای است که میتواند اتصال هند را از اقیانوس هند تا قلب آسیای مرکزی، روسیه و بخشهایی از غرب آسیا تکمیل کند. چابهار در این تصویر یک پروژه صرف نیست، بلکه بخش مهمی از معماری سیاست دریامحور هند است؛ معماریای که در سالهای اخیر در محافل راهبردی دهلینو برجستهتر شده و نقش مسیرهای آبی، شبکههای دریایی و بنادر کلیدی در آن بازتعریف شده است.
با این حال، فاصلهای میان این ظرفیت و آنچه در سیاست عملی هند نسبت به ایران شکل گرفته، قابل مشاهده است؛ فاصلهای که از نبود شناخت کامل، تصویری گاه محدود و فروکاستیافته از نقش ایران و پیچیدگیهای پیرامونی آن ناشی میشود. تجربه لغو معافیت آمریکا برای فعالیتهای هند در چابهار نشان داد که اگرچه دهلینو پروژه را رها نکرد، اما فشار بیرونی میتواند همان حلقهای را که برای هند اهمیت ساختاری دارد، در معرض آسیبپذیری قرار دهد. بازگشت هند به چابهار، بیش از آنکه بیانگر درک کامل از عمق راهبردی ایران باشد، نشانهای بود از این که حذف ایران از معادله اتصال منطقهای هند، شکافی جدی ایجاد میکند؛ شکافی که هزینههای آن در بلندمدت محسوس خواهد شد.
این خلأ شناخت در افغانستان نیز خود را نشان میدهد؛ جایی که هند در دو سال گذشته مسیر تازهای را آغاز کرده است. بازگشایی سفارت هند در کابل تنها یک نماد نبود؛ دهلینو همزمان گفتوگوهای آرام و چندلایه با طالبان را پی گرفته تا مانع واگذاری کامل صحنه به رقبا شود. اما روشن است که سیاست افغانستان برای هند بدون ایران نمیتواند پایدار و مؤثر باشد.
ایران یکی از معدود بازیگرانی است که هم مسیرهای ارتباطی هند به افغانستان را در اختیار دارد و هم شبکهای از روابط و شناخت تاریخی از جوامع درونی افغانستان که هیچ طرف دیگری جایگزین آن نیست. اگر این ظرفیت در دستگاه تحلیل سیاست خارجی هند بهدرستی دیده نشود، تعاملات دهلینو با کابل همچنان نیمهکاره و پرریسک باقی خواهد ماند.
در چنین شرایطی، اهمیت «شناخت» بیش از همیشه برجسته میشود. ایران از سه ویژگی کمتر قابلجایگزین برخوردار است: عمق تمدنی، موقعیت دریایی راهبردی و توان پیوند دادن حوزههای ژئوپلیتیکی مختلف. اما این عناصر تنها زمانی در سیاستگذاری هند نقشساز میشوند که نخبگان و اندیشکدههای دو کشور به تولید فهم مشترک و کاهش سوءبرداشتها کمک کنند.
امروز، سرعت تحولات منطقهای از چابهار و دریای عمان تا کابل و دوشنبه، بیش از هر دوره دیگری نیازمند گفتوگوهای مداوم نخبگانی و بررسیهای مشترک است. بدون چنین سازوکاری، حتی مهمترین پروژهها نیز در معرض برداشتهای ناقص، کندی تصمیمگیری و فشارهای بیرونی قرار خواهند گرفت.
رابطه ایران و هند میراثی از گذشته دارد، اما آیندهاش با فهم و شناخت ساخته میشود. موجها مسیر را نشان دادهاند، اما عمق این مسیر را تنها ارتباط منسجم میان نخبگان، اندیشکدهها و تصمیمسازان دو کشور تعیین خواهد کرد. در جهانی که هر روز پیچیدهتر میشود، استمرار این رابطه نه با اتکا به تاریخ، بلکه با شکلدادن به شناخت دقیق و آیندهساز ممکن خواهد بود؛ شناختی که هم ایران و هم هند امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارند.
انتهای پیام/